عذاب وجدان!

بسم الله

نمی‌دونم چرا از دیروز تا حالا این‌جوریم،‌ یعنی نه اینکه ندونما ولی یه احساسدوگانه‌ی بیخودی دارم که نگو. کلاً من این چندوقته آدم نیستم، این چندوقته که میگمیعنی بعد از انتخابات... که زندگیم شده دو بخش، قبل از انتخابات و بعد ازانتخابات... به هر کسی و هرچیزی که بخواد یه ذره تحریکم کنه شدیدترین واکنشارو نشونمی‌دم، فکر که می‌کنم می‌بینم یه روزی شاید من از همین آدمی که الان ازش متنفرم تا این حد! دفاع می‌کردم، پشتیبانی می‌کردم... نمی‌دونم چرا این جوری شد یهو همه چی... بهم ریخت... ما که داشتیم زندگیمونو می‌کردیم و اصلاً کاری نداشتیم به این که چی به چیه، کی به کیه...

ولی دیروز... من تو حال خودم بودم و مثل همیشه عین بُز داشتم از خیابون رد می‌شدم، یه ماشینم از من بدتر،‌ تا یک سانت مونده به پام زد رو ترمز، توی ماشینو نگاه کردم،‌ دیدم بغل‌دست راننده یه آخوند نشسته... یه نگاه به آخونده کردم بعد رو به رانندش داد زدم، کوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از دیروز تا حالا عصبانیم... از دست خودم که چرا منم شدم مثل اینایی که ازشون بدم میاد... تمام دادمو سر یه نفر که شاید هیچ‌کاره باشه زدم... همش فکر می‌کنم رانندهه همسن بابام بود شاید...

پی‌نوشت: من دلیل دارم برای تنفرم... زیاددددددددددددد

پی‌نوشت: هیچوقت 13 آبانو فراموش نمی‌کنم...

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
مطهره سرگل‌زهی

همه سرگردون شدیم ان شا,الله که همه این اتفاقا خیری داشته باشه هر چند که به عقل ما نرسه و خود امام زمان کمکون کنه[ماچ]

کرگدن

سلام و عرض ارادت ... ما میشناسیم همدیگه رو ؟!

مامان رضوانه

عزیزم سلام.همه یه جورایی سرگردونن .ولی خدا وکیلی زمان زما یه امتحانه خیلی بزرگه .ایشالله هممون چشمامو رو خوب خوب باز کنیم یه نگاهی به گذشته ها داشته باشیم ویه نگاهی هم بکنیم که برای فردامون چی داریم ذخیره کنیم.منو دعا کن شدید.

سلام...خوبی؟ اولا که مبارکه ثانیا که یه سر پاشین بیاین اینجا...تا معنی تنفر رو بفهمین... اینجا آدما به خاطر تنفر هیچ کاری نمی کنن... همه یادشونه یه دوره قتل عام شدن همه ... ثالثا...داد زدن خیلی وقتها خوبه...همه اش بذاری توی خودت که می پکی بشر!!! رابعا...عزیز دل ما...بزرگ ما...داداش ما خوبه که؟؟؟ خامسا : خیلی چاکریم.... خیلی ها

سینا

هی هی هی هی این وبلاگت اصلا نپرسید من کی ام !!! چه باحاله این....منم...سینا همچنان مخلص هر چی بامرامه